سلام دوستای خوبم این آدرس وب داداشمه یه سر بهش بزنید اشعار زیبایی داره
پشیمون نمیشین
jamaleddin.blogfa.com
شعر و متن های عاشقانه
سلام دوستای خوبم این آدرس وب داداشمه یه سر بهش بزنید اشعار زیبایی داره
پشیمون نمیشین
jamaleddin.blogfa.com
بگیر در برت مرا که خسته از زمانه ام
فکن تو سایه برسرم، تو اختر سمای من
شکسته شیشه ی دلم به دست سنگ روزگار
نگاه نازنین تو به درد دل دوای من
جلا بده ز بوسه ای لبان خشک و تشنه ام
که لیلیم نمیرسد در عاشقی به پای من
حضور گرم و بودنت توان دهد به جان و دل
نکو بساز بخت من پرنده ی همای من
امروز میخوام پست جدیدی بزارم که متفاوت از بقیه ی پستهاست
یک نوع قالب جدیدشعر که پدیدآورنده اش جناب دکترعلیرضا فولادی هستند
نام این قالب شعر سه گانی می باشد
من از طریق یکی از وبلاگ دوستان با جناب دکترفولادی
وقالب جدیدسه گانی آشنا شدم که مرا مجذوب کرد وروبه سرودن سه گانی آوردم که
در این پست با 8سه گانی درخدمت شما عزیزان هستم.
درپایان از جناب دکتر فولادی و آقای مهدی منصوری تشکر می کنم که با تشویق هاوکمک های بی ریاشون موجب دلگرمی بنده شدن و از هیچ گونه همکاری وکمک مضایقه نکردند .
علاقه مندان به این قالب شعر میتوانند از وبلاگ جناب دکتر فولادی بهره مند شوند.
آدرس وبلاگl:http://www.alirezafouladi.blogfa.com/
1
ازمن حذر کن
ای آفتاب موطلایی!
از من که شب هستم جدایی.
2
لبخند بزن تو ای مترسک!
برچهره ی زشت این زمانه
که کرد تو را برون ز خانه.
.........
3
گرچه رفتی ز برم
من ز یادت نبرم
در پی ات دربهدرم
4
میشود زمین سیراب
آسمان که میبارد
غنچه میشود شاداب
5
پرت چه شد؟ پرنده ام!
نمیپری به آسمان؟
به انتهای کهکشان؟
........
6
کمر شکست زیر غم،
سپید گشت موی من،
گرد زمان به روی من.
7
خدا نگاه میکند
به مهر ای عروسکم!
اشک نریز! کودکم!
8
درآغوش مرداب نیلوفری
تو زیباپری
چه آسوده دل میبری!

چشمان همیشه بارانیم...
ازچه چنین می بارید...
دیگرسیراب است گل گونه هایم...
سیلاب جاری است برخاطره هایم...
دیگرابرهارا زخود دور کنید...
آفتابی شویدوآبی تر از آسمان
صاف وروشن
وبسازیدرنگین کمانی زیبا...
تا مبهوت کند
آیینه ها را...
بنگریدبرهرکجابانیکی...
وببینیدچه زیباست جهان...
بال رنگین پروانه درگلزاران
یا که نقش شبنمی رابرتن گل ...
درفصل بهاران
رودهمواره جاری وزلال ...
یاشکوفایی یک تازه نهال...
تن مشکین کلاغ برآبی آسمان..
رقص زیبای پرنده درافقی دور
کوهایی که صلابت دارند...
استواروصبوروبردبارند...
آری...آری
دورکنید ابرهای سیاه از دل خود...
بنگرید برهمه زیبایی ها ...
برزمینی که پراز نیکی هاست...
آه ای چشمان بارانیم...
بنگرید جوری دیگر...
بر جهان که پر از اسراراست...
میکنی مستم زجام لعل خود
بهترین ساقی دراین میخانه ای
جان بخواهی میدهم درراه تو
کی ،کجا دیدی چنین دیوانه ای
قصه ی مجنون برایم ساده است
چون توخودوالاترین افسانه ای
من غزل می گویم ازچشمان تو
می سرایم نغمه ی جانانه ای
گل نخواهم ازگلستان جهان
تا زمانی که گل این خانه ای
کاش بنشینی بگردم دورتو
چون بچرخد دورشمع پروانه ای

روحم را ،قلبم را ،جانم را پذیرا باش...
که چیزی جز این در توشه ی دنیا ندارم...

بار سفر بستی بی من شدی راهی
با قلب رنجور وسینه ی پراز آهی
صبرو قرارم رفت در انتظارت یار
دل خوش بر این بودم یادم کنی گاهی
اشکم شده جاری پشت سرت نازم
گرآسمان باشم در قلب من ماهی
با عشق بیا بردار این فاصله ها را
زنده ام بکن بازم با شوق نگاهی
آتش زده بر جان هجرتت پرستویم
وصلت شده بر دل آرزوی واهی
ای کاش که باز آیی از این سفر عشقم
برملک ودیار دل باز هم شوی شاهی